سرخ بهانه

 

رسوب کرده شب اين جا٬کنار اين تصوير

و باز ساعت بغض و گلوی من درگير

به جرم کوجک حوا به خود می انديشم

به سيب سرخ بهانه٬به فتنه ی تقدير

حلول چشم تو در من٬شبی مشوش....اه

و بال های شکسته٬دلی پر از زنجير

چه قدر پرسه زدم پا به پای بيداران

ولی تو خوابی و هرگز نمی شوی تعبير

دوباره لرزش بيد دلم٬دوباره غزل

و سا عتی پر از اين گريه های بی تاثير

/ 35 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحيد

سلام اميدوارم که مثل هميشه لبتون پر از خنده و دلتون سرشار از شادی باشه. شعری که نوشته بودید خیلی غمگین بود اما راستش واقعا زیبا بود. شاد باشید وبهاری از سرزمین گلگون کفن

هستی

سلام خانومی گلم مثل هميشه زيبا بود... دستت درد نکنه

دنيای قشنگ الهه

سلااااااااااااااااااام خاله جونم بالا مياد تا صفحه ت باز بشه میخوابی ؟ کیف میکنی؟ با تعطیلی حال میکنی ؟ نمی دونی عزیزی چه برنامه های علمی یی برای تابستون داره

رضا

سلام ...و درود بر شما ميلاد خجسته دخت پيامبر و بانوي بزرگ دو عالم بر تمامي مادران عزيز مبارک باد و آرزوي تندرستي و سعادتمندي شما را در تمامي مراحل زندگي دارم در پناه حق ... ای عاشقان ای عاشقان شب را چراغانی کنید ای می فروشان شهـــــــر را انگور مهمانی کنید معشوق من بگشوده در سوی گدای خانه اش تا سرکشم من جرعه ای از ساغر و پیمانه اش میلاد نور و رحمت مبارک

رضا

تقدیم به ریحانه نبی سيل اشكم راه بينائي گرفت بند بندم عطر زهرائي گرفت عشق را از فاطمه آموختم چشم بر دست كبودش دوختم دست او صدها گره وا مي كند دست او والله غوغا مي كند دست او مشكل گشاي عالم است روي آن جاي لبان خاتم است دست اودنياي احسان و صفاست دست او مشكل گشاي مرتضي است حيف شد آن دست رادشمن شكست باغلاف تيغ اهريمن شكست گويمت از قصه شهر نبي از شرار آتش و بيت علي درد بود و آتش و افسردگي ياس يود و سيلي و پژمردگي آه بود و ناله و بغض گلو پهلوئي بودو لگدهاي عدو در ميان كوچه آن دنيا پرست راه را بر مادر سادات بست گويمت سر بسته در آن كوچه ها فاطمه گم كرد راه خانه را آه اي مجنون زبان در كام گير لب فرو بند وكمي آرام گیر

ميثم

بيتا اين شعرت باز بوی ياس ميداد ۰ ولی ۲ شعر بعديت قشنگن شعرات خيتی بهتر بودن نسبت به سابق۰دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است .

علی

يا حق با سلام تولد فاطمه ی معصومه دخت نبی خاتم همسر شير خدا و روز زن بر شما دوست عزیز مبارک باد

مسافر

سلام.......زيبا بود...........موفق باشی.....يا علی

ميثم

شبي پرسيدمش با بيقراري که غير از من کسي را دوست داري دو چشمش از خجالت بر هم افتاد ميان گريه هايش گفت آري

sadaf

salam,bita jan.in yeki kheli behtar az gabli bood.dari bedon man pishraft mikoni. chera tasvir nemizari tanbalit mishe.