وقتی دلی برای دلی تنگ می شود

انگار پای عقربه ها لنگ می شود

تکراريند٬پنجره ها و ستاره ها

خورشيد بی درخشش و گل٬سنگ می شود

پيغام اشنا که ندارند بلبلان

هر ساز و هر ترانه بد اهنگ می شود

باران بدون عاطفه خشکی می اورد٬

رنگين کمان يخ زده بی رنگ می شود

هر کس به جز عزيز دلت يک غريبه است

وقتی دلت برای دلی تنگ می شود

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داریوش

طلسم عشق در روشني آمدن روزگار وصل / من حرمت گل را به جهان هديه كرده ام / در لحظه هاي زندگيم زين طلسم عشق / من خاطره آن مه خود زنده كرده ام / شبها كه بي نصيب گل و غافلم ز خود / در آرزوي آمدنش گريه كرده ام / مست از مي وجود گل و عاشق از اميد/ جان را فداي حس چنان غمزه كرده ام/ پايان شام هجر شد آخر نصيب من / خود را نثار لطف همان لحظه كرده ام / ترانه جوانبخت...خدا قوت...داریوش...

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزيز و گرامي و ضمن تبريک فرا رسيدن فصل بهار ، شکوفاي گلها و درختان ، و نوروز باستان ، باستحضار ميرساند کلبه درويشي حقير با مطلبي آموزنده ...انسان و انسانيت بروز شده و منتظر حضور گرمتان مثل هميشه هستم ...آرزوي تندرستي و موفقيت روز افزون و سالي خوش و خرم و پربرکت برايتان دارم ...در پناه حق ....... ارزش انسان ز علم و معرفت پيدا شود ...بي هنر گر دعوي بي جا کند رسوا شود ...هر که بر انسانهاي حق پيوست عنواني گرفت ...قطره چون وصل به دريا شود دريا شود ..

daryush

سلام جوون ممنونم که به من سر زدی من هنوز آپ نکردم فقط اومدم بگم که اميدوارم سال خوبی داشته باشی.موفق باشی

هستی

سلاااااااااااااااااااااااااام.... سال نو مبارک باشه ما منتظر مطلبای بعدی هستيم. يا علی

مسعود

سلام نوشته زيبائی رو ارائه کردي به من هم سر بزن به روزم

علی(فصل ما)

چه کیمیا، چه دلربا! زنِ کسی می‌شوید پاهای سپیدش را در آب تیره‌گون. میان ابرها ماه می‌تابد چنان دورادور که کس به آن دست نمی‌یابد _چه دلربا، چه کیمیا! شوهرِ کسی می‌گذرد در زورقی سپید بر نهر تیره‌گون خواستم بپرسم از مرد پیشنهادش چه بود اما پنهان شد ماه در پس پشت ابرها. (اکتاویوپاز)

شيوا

سلام بيتا جان.شعرهايی که نوشتی خيلی قشنگه.آفرين

مسافر

سلام به شما و تمامی خواندگان شما نيازمنده دعاهای شما برای دخترم از شما خوبان در لحظه های عرفانی از خداوند منان دستتان را ميبوسم در پناه خداوند باشيد سافری مسافری در غربت