زندگي دفتري از خاطره هاست

خاطرات شيرين،خاطرات مغشوش

يكنفر در شب كام، يكنفر در دل خاك

يكنفر همدم خوشبختي هاست

يكنفر همدم و همسفر سختي هاست

چشم تا باز كنيم، عمرمان ميگذرد

وز سر تخت مراد، پاي بر تخته تابوت گذاريم همه

ما همه همسفريم، همگي همسفريم

تا ببينيم كجا،باز كجا چشمان بار دگر سوي هم باز شود

در جهاني كه درآن راه ندارد اندوه

زندگي با همه ي معني خويش از نو آغاز شود

/ 61 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

تمام ِ لحظه ها يادت، به ذهنم شور مي ريزد به شام ِ تار ِ تنهايي ، نگاهت نور مي ريزد به من سر مي زني هر شب ، لطيف و نرم و رويايي تو را حس مي کنم اي جان ، تو در هر گوشه پيدايي تو بايد با خدا باشي ، که پاک و بي ريا هستي ! تو آن شهزاده ي عشقي ، که در افسانه ها هستي ! مرا با خود ببر اي دل ، ببر تا لحظه ها ي ِ دور ببر تا لحظه ي آبي ، ببر تا سرزمين ِ دور ( سعيد رحيملو )

علی

به نام خدا با سلام غيبتت خيلی طولانی شد . براتون آرزوی شادکامی دارم

علی

منتظر مطالب زيباتون هستيم . قلمتون پرتوان باد

کـــســيــکـــه هويتـــــــــش گمــشـــــده

سلام..... يك روز به سراغم خواهد آمد با عشق؛ با وجود خستگي‌هايم تو او خواهد پذيرفت ، يك روز برايش قصه اي خواهم خواند از عشق، و او به قصه‌ام با تمام غم هايش گوش فرا خواهد داد. يك روز او را به دشتي خواهم برد، پر از شقايق و او با تمام خستگي هايش با من همراه خواهد شد. يك روز او را براي هميشه با خود مي برم، به ناكجا و او با تمام دلتنگي هايش با من خواهد آمد .و چشم هايي كه دوباره يكديگر را خواهند یافت، رسيدن هايي كه دیگر ميان جاده هاي دوري راه گم نمی‌كنند.زميني كه ما را در كنار هم خواهد دید و ماه و خورشيدي كه برای همیشه بر من و او خواهند تابید ‍‍!!نمی‌دانید توی همین پنج دقیقه صحبت کردن‌هایم با ((عزیز دل)) احساس می‌کنم که چقدر خوشبختم !!ولی او دیگر با من صحبت نمی کند.... آرزوهای محال ..... به روزم

مسيحا

چه لطیف است حس آغازی دوباره ، سلام دوست مهربونم .... وبلاگتون قشنگو همراه با مطالبه عالیه واقعا از دیدنش لذت بردم.... قلمتون پایدار ،خسته نباشید ....ممنون میشم به کلبه خرابه منم یه سری بزنی...باعث افتخاره...منتظره حضور سبزتونم ....سبز باشید و عاشق بارونی یا علی بای تا هاي

حسن

سلام دوست عزیز وبلاگ خيلی قشنگی دارين خوشحالم که به وبلاگت بر خوردم منتظرتم مطمئنم میای موفق باشی یا علی

ميثم

بيتا خوشگل بودن شعرا اولی شعراولی بوی ياس ميداد عزيزم ميبينمت دوست خوب و گاهی بد اخلاقم

ميثم

شبي پرسيدمش با بيقراري که غير از من کسي را دوست داري دو چشمش از خجالت بر هم افتاد ميان گريه هايش گفت آري

یاسمن

بیتا جون.عیدت مبارک .وبسایتت.عالی بودمخصوصا این شعر بابا دمت گرم[دست]

sama

سلام خسته نباشی عالی بود.