بی شتاب و خاموش در گذرند لشکر دقیقه ها

 

با گام های سرد و سنگین

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

اه،همیشه می گریم انگاه که دوری و می خندم-حتی در خواب-ان گاه

 

که صدای گام هایت می پیچد

 

می دانم که باز خواهی گشت، سپیده دمی دیگر

 

روزی که کنار جاده ،غمگینانه یکدیگر را یافتیم

 

سرنوشتم را به دستان لطیف و پریده رنگ تو سپردم

 

روح من و روح تو، در برابر یکدیگر

 

به مانند اسمان و دریا اند

 

و میان ان ها در گذر است سایه ی پرواز بلند زندگی

/ 37 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يک خواننده

جالبست! شعرهای خانم مستشار نظامی را که در کتاب دوم مجموعه غزلهايشان هم چاپ شده به اسم خودتان به خورد ملت داده ايد! غزل وقتی دلی برای دلی تنگ می شود .... از ایشان است که در کتاب هم موجود است. دست خوش!

علی

يا حق سلام خيلی وقته بروز نميشی . منتظر مطالب قشنگتون هستيم

علی

امشب اسير ساحل دردم بدون ِ تو يک بي پناه ِ باديه گردم بدون ِ تو مرغي اسير در قفس تنگ ِ ناله ها يک تک درخت ِ تشنه و زردم بدون ِ تو در روح ِ خسته ام گل ِ اميد مرده است يک جسم ِ زخم خورده و سردم بدون ِ تو با درد ِ بي وفايي ِ تو خو گرفته ام امشب اسير ِ ساحل دردم بدون ِ تو ( نيره کاشي )

علی

نگاهم به در خيره اما نيامد چرا ؟ و هر شب اميدي که فردا....نيامد چرا ؟ در ِ خانه در خاطرم با صدا باز شد دلم ريخت در سينه اما نيامد چرا ؟ تب ِ وهم ِ ديدار و تصوير ، مي سوختم به آيينه گفتم به نجوا : « نيامد چرا »؟ دلم شور ميزد که يکباره پلکم پريد گزيدم به دندان لبم را ، نيامد چرا ؟ نشستم کنار ِ گل ِ قالي ِ شب زده که شايد نيايد به اينجا ، نيامد چرا ؟ کمي خواب رفتم ، گمان کردم آمد و لي فقط ياد ِ او بود و رويا ....نيامد چرا ؟ غريبانه در خواب گفتم : « مرو ! بيا سمت ِ تنهايي ِ ما » ، نيامد چرا ؟ ( حبيب الله رسولي )

علی

زدي آتيش به دلم اما بازم دوست دارم اگه از جاده بياي پاتو ، رو چشمام ميذارم اگه باز يه بار ِ ديگه بهم بگي دوست دارم عکستو ، بجاي ماه تو دل ِ شبها ميذارم اين لباي ِ عاشقم بي تو صدايي نداره اين چشاي ِ در بدر ببين فقط تو رو داره غروبا که آسمون دلش ميگيره کم و بيش من مي خوام داد بزنم که تو فقط مال ِ مني بايد از جاده بياي و اين طلسمو بشکني حالا يه روز مياي که خيلي ديره دل ِ عاشق ِ من تو غصه گيره من مي خوام بدوني باشي يا نباشي کسي جاتو توي لين دل نمي گيره ( داود بصيري )

علی

من مي خوام عاشقونه هامو ، بخونم برات دوباره بشکنم بغض ِ غرور و دردمو چشام بباره نگو راه ِ ما يکي نيس ، نگو قسمته جدايي واسه کشتي ِ دل ِ من ، تو فقط ، تو ناخدايي کاش ميشد حضور ِ خوبت ، منو از غصه بگيره دل ِ من مي خواد براي ِ دل ِ پاک ِ تو بميره تو که عشق رو ميشناسي ، تو چشام عشق رو نگاه کن قبل از اينکه بميرم ، بيا و منو صدا کن حس ِ من يه حس ِ پاکه ، نگو اينکه آشنا نيست من و تو عاشق ِ توريم ، راهمون از هم جدا نيست من تا آخرين ترانه ، از چشاي ِ تو مي خونم درس ندادي منو اما ، من به پاي ِ تو مي خونم ( مريم پاييزي )

علی

سوي ِ رويا ها شکسته پر و بال مي روم اما هميشه تو خيال من براي ديدنت در جستجو دزدکي در کوچه هاي ِ گفت و کو عشق را با من بخوان روياي ِ من نرم بنشين بر دلم زيباي ِ من آرزوي ِ ديدنت اما محال ! چون سرابي موندنت ، اما محال پوچه پوچه عشق ِ تو ، بودن ِ يه خواب خواب ِ شيرين و حرير ، اما بر آب ( مصطفي عزت پناه )

نويسنده ی وبلاگ

با عرض سلام و تشکر از همه ی اونايی که به وبلاگ من هم سری زدن راستش مثله اينکه برای يکی از خواننده ها سو تفاهم پيش اومده فکر کردم یه توضيح کوچيک بدم بد نباشه درباره ی شعرايی که توی وبلاگم مينويسم: نمی دونم قبلا گفتم يا نه ولی خوب فکر نکنم دوباره گفتنش ضرری داشته باشه هيچ کدوم از شعرايی که توی وبلاگ من هست شاعرشون من نيستم من فقط نويسندشون توی اين وبم چون پيشم زيبا هستن و به اين اميد که يکی ديگه هم با خوندنشون خوشحال بشه مينويسم مرسی از همتون و خدا نگهدار

زير نهال نارنج

سلاااااااااااااااااااااااام ممنون سر زدی خانومی صفا آوردی....